من توی دریاچه خوابیده ام

ای کاش می توانستم بروم . بروم جایی که دریاچه ی نیلوفر آبی داشته باشد . من هم هر غروب ، بروم لب دریاچه و غروب آخری ، بروم بین نیلوفر های آبی بخوابم . فارغ . انگاری که من هم نیلوفر آبی باشم . انگاری من هم به عنوان نیلوفر آبی رشد کرده باشم . خوبی ش این است که حداقل ، کنار نیلوفر های آبی می مانم . به دست و پایم می پیچند و از درون سینه ام ، رشد می کنند . فقط همین .

/ 0 نظر / 260 بازدید